Home / Literature / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : درخت

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : درخت

Kazemi-2

 

 درخت

*

گُل می‌کند شکوفه و لبخند از درخت‌
آیات بی‌شمار خداوند از درخت‌
خورشیدِ بی‌ملاحظه بر می‌کَند به زور
شال سفید بهمن و اسفند از درخت‌
اردیبهشت می‌رسد و تاب می‌خورند
گیلاس‌ها به‌سان گلوبند از درخت‌
شاید که این جماعت بی‌بار و بر کمی‌
در خویش بنگرند و بشرمند از درخت‌

یک ماه بعد، نوبت این میوه‌دزدهاست‌
بالاشدن دوباره به ترفند از درخت‌
آنان که بعد غارت سنگین برگ‌وبار
پرسیده‌اند; چوب شما چند؟ ـ از درخت ـ
آه ای درخت‌! میوه نیاری به‌غیر سنگ‌
ای شاخه‌! بشکنی که بیفتند از درخت‌
بسیار مادران که نکردند نوبری‌
یک سیب‌ِ کخ برای دو فرزند از درخت‌

من فکر می‌کنم که فقط حق‌ّ کودک است‌
آن میوه‌ای که این‌همه کندند از درخت‌
کودک چه سال‌ها که از آن بی‌نصیب ماند
امسال رفت و سنگ زد و کند از درخت‌

 

محمد کاظم کاظمی

?????????????????????

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*