Home / Short Stories / داستان کوتاه : نجار و کارفرما اثر پائولو کوئلیو

داستان کوتاه : نجار و کارفرما اثر پائولو کوئلیو

Paulo Coelho-1

 

نجار و کارفرما

*
یك نجار مسن به كارفرمایش گفت كه می خواهد بازنشسته شود تا خانه ‏ای برای خود بسازد و در كنار همسر و نوه‏ هایش دوران پیری را به خوشی سپری كند .

كارفرما از اینكه كارگر خوبش را از دست می داد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت .

كارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه‏ ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود .

نجار قبول كرد ولی دیگر دل به كار نمی بست، چون می دانست كه كارش آینده ‏ای نخواهد داشت، از چوب های نامرغوب برای ساخت خانه استفاده كرد و كارش را از سر‏ سیری انجام داد .

وقتی كارفرما برای دیدن خانه آمد، كلید خانه را به نجار داد و گفت : این خانه هدیه من به شما است، بابت زحماتی كه در طول این سال ها برایم كشیده ‏اید .

نجار وا رفت؛ او در تمام این مدت در حال ساختن خانه ‏ای برای خودش بوده و حالا مجبور بود در خانه ‏ای زندگی كند كه اصلاً خوب ساخته نشده بود .

 

پائولو کوئلیو

Paulo Coelho

 

 

Paulo Coelho-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*