Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مپرس از من که هيچم ياد کردی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مپرس از من که هيچم ياد کردی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫مپرس از من که هيچم ياد کردی‬
‫که خود هيچم فرامش می نگردی‬

چه نيکوروی و بدعهدی که شهری
غمت خوردند و کس را غم نخوردی‬

چرا ما با تو ای معشوق طناز‬
به صلحيم و تو با ما در نبردی‬

نصيحت می کنندم سردگويان‬
که برگرد از غمش بی روی زردی‬

نمی دانند کز بيمار عشقت‬
حرارت بازننشيند به سردی‬

وليکن با رقيبان چاره ای نيست‬
که ايشان مثل خارند و تو وردی‬

اگر با خوبرويان می نشينی‬
‫بساط نيک نامی درنوردی‬

دگر با من مگوی ای باد گلبوی‬
‫که همچون بلبلم ديوانه کردی‬

چرا دردت نچيند جان سعدی‬
که هم دردی و هم درمان دردی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*