Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ديدی که وفا به جا نياوردی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ديدی که وفا به جا نياوردی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫ديدی که وفا به جا نياوردی‬
رفتی و خلاف دوستی کردی‬

بيچارگيم به چيز نگرفتی‬
درماندگيم به هيچ نشمردی‬

من با همه جوری از تو خشنودم‬
‫تو بی گنهی ز من بيازردی‬

خود کردن و جرم دوستان ديدن‬
رسميست که در جهان تو آوردی‬

نازت برم که نازک اندامی‬
بارت بکشم که نازپروردی‬

ما را که جراحتست خون آيد‬
‫درد تو چنم که فارغ از دردی‬

گفتم که نريزم آب رخ زين بيش‬
بر خاک درت که خون من خوردی‬

وين عشق تو در من آفريدستند‬
هرگز نرود ز زعفران زردی‬

ای ذره تو در مقابل خورشيد‬
‫بيچاره چه می کنی بدين خردی‬

در حلقه کارزار جان دادن‬
‫بهتر که گريختن به نامردی‬

سعدی سپر از جفا نيندازد‬
‫گل با گيهست و صاف با دردی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*