Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ياد می داری که با من جنگ در سر داشتی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ياد می داری که با من جنگ در سر داشتی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫ياد می داری که با من جنگ در سر داشتی‬
رای رای توست خواهی جنگ خواهی آشتی‬

نيک بد کردی شکستن عهد يار مهربان‬
اين بتر کردی که بد کردی و نيک انگاشتی‬

دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود‬
جز در اين نوبت که دشمن دوست می پنداشتی‬

خاطرم نگذاشت يک ساعت که بدمهری کنم‬
گر چه دانستم که پاک از خاطرم بگذاشتی‬

همچنانت ناخن رنگين گواهی می دهد‬
بر سرانگشتان که در خون عزيزان داشتی‬

تا تو برگشتی نيامد هيچ خلق اندر نظر‬
‫کز خيالت شحنه ای بر ناظرم بگماشتی‬

هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نيست
سر نهادن به در آن موضع که تيغ افراشتی‬

هر دم از شاخ زبانم ميوه ای تر می رسد‬
بوستانها رست از آن تخمم که در دل کاشتی‬

سعدی از عقبی و دنيا روی در ديوار کرد‬
‫تا تو در ديوار فکرش نقش خود بنگاشتی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*