Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : که دست تشنه می گيرد به آبی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : که دست تشنه می گيرد به آبی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫که دست تشنه می گيرد به آبی‬
خداوندان فضل آخر ثوابی‬

توقع دارم از شيرين زبانت‬
اگر تلخست و گر شيرين جوابی‬

تو خود نايی و گر آيی بر من‬
بدان ماند که گنجی در خرابی‬

به چشمانت که گر زهرم فرستی‬
چنان نوشم که شيرينتر شرابی‬

اگر سروی به بالای تو باشد‬
‫نباشد بر سر سرو آفتابی‬

پری روی از نظر غايب نگردد‬
‫اگر صد بار بربندد نقابی‬

بدان تا يک نفس رويت ببينم‬
‫شب و روز آرزومندم به خوابی‬

اميدم هست اگر عطشان نميرد‬
که بازآيد به جوی رفته آبی‬

هلاک خويشتن می خواهد آن مور‬
که خواهد پنجه کردن با عقابی‬

شبی دانم که در زندان هجران‬
سحرگاهم به گوش آيد خطابی‬

که سعدی چون فراق ما کشيدی‬
‫نخواهی ديد در دوزخ عذابی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*