Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه جرم رفت که با ما سخن نمی گويی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه جرم رفت که با ما سخن نمی گويی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چه جرم رفت که با ما سخن نمی گويی‬
‫جنايت از طرف ماست يا تو بدخويی‬

تو از نبات گرو برده ای به شيرينی‬
به اتفاق وليکن نبات خودرويی‬

هزار جان به ارادت تو را همی جويند‬
تو سنگ دل به لطافت دلی نمی جويی‬

وليک با همه عيب از تو صبر نتوان کرد‬
بيا و گر همه بد کرده ای که نيکويی‬

تو بد مگوی و گر نيز خاطرت باشد‬
‫بگوی از آن لب شيرين که نيک می گويی‬

گلم نبايد و سروم به چشم درنايد‬
مرا وصال تو بايد که سرو گلبويی‬

هزار جامه سپر ساختيم و هم بگذشت‬
‫خدنگ غمزه خوبان ز دلق نه تويی‬

به دست جهد نشايد گرفت دامن کام‬
‫اگر نخواهدت ای نفس خيره می پويی‬

درست شد که به يک دل دو دوست نتوان داشت
به ترک خويش بگوی ای که طالب اويی‬

همين که پای نهادی بر آستانه عشق‬
به دست باش که دست از جهان فروشويی‬

درازنای شب از چشم دردمندان پرس‬
تو قدر آب چه دانی که بر لب جويی‬

ز خاک سعدی بيچاره بوی عشق آيد‬
هزار سال پس از مرگش ار به ينبويی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*