Home / Literature / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : دیار آخرین

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : دیار آخرین

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

 

دیار آخرین

*

به کجا سفر نمایم که ببست غصه پایم
ره جستجو چه گیرم که نماند هیچ جایم
سفری به اوج دارم نظری به عمق بارم
نه توان و تاب آرم ره اگر به خود گشایم
به خود ار نظر کنم من همه خود نهفته در تن
نه منم که “خویش” روشن به خدا که خود خدایم

همه یی زلال مهرم همه آبی سپهرم
همه روشنان مهرم که ملک کند ثنایم
چو به “من” اسیر مانم چه خموش و نا توانم
که زمین بود مکانم به کجا رسد صدایم
تو سفیر شهر نوری تو لیل شعر و شوری!
تو همان شکوه دوری که ترا غزلسرایم
تو زلال پاک آبی تو صفای ماهتابی
تو غزل نه یی کتابی تو مکن مکن رهایم
تو صداقت زمینی تو دیار آخرینی
ز تو گر رها شوم من به کجا سفر نمایم

حمیرا نکهت دستگیرزاده

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*