Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : همه چشميم تا برون آيی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : همه چشميم تا برون آيی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫همه چشميم تا برون آيی‬
‫همه گوشيم تا چه فرمايی‬

تو نه آن صورتی که بی رويت‬
‫متصور شود شکيبايی‬

من ز دست تو خويشتن بکشم‬
‫تا تو دستم به خون نيالايی‬

گفته بودی قيامتم بينند‬
اين گروهی محب سودايی‬

وين چنين روی دلستان که تو راست‬
‫خود قيامت بود که بنمايی‬

ما تماشاکنان کوته دست‬
‫تو درخت بلندبالايی‬

سر ما و آستان خدمت تو‬
‫گر برانی و گر ببخشايی‬

جان به شکرانه دادن از من خواه‬
گر به انصاف با ميان آيی‬

عقل بايد که با صلابت عشق‬
‫نکند پنجه توانايی‬

تو چه دانی که بر تو نگذشته ست‬
شب هجران و روز تنهايی‬

روشنت گردد اين حديث چو روز‬
‫گر چو سعدی شبی بپيمايی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*