Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر کس به تماشايی رفتند به صحرايی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر کس به تماشايی رفتند به صحرايی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫هر کس به تماشايی رفتند به صحرايی‬
ما را که تو منظوری خاطر نرود جايی‬

با چشم نمی بيند يا راه نمی داند‬
‫هر کو به وجود خود دارد ز تو پروايی‬

ديوانه عشقت را جايی نظر افتاده ست‬
کان جا نتواند رفت انديشه دانايی‬

اميد تو بيرون برد از دل همه اميدی‬
سودای تو خالی کرد از سر همه سودايی‬

زيبا ننمايد سرو اندر نظر عقلش‬
آن کش نظری باشد با قامت زيبايی‬

گويند رفيقانم در عشق چه سر داری‬
گويم که سری دارم درباخته در پايی‬

زنهار نمی خواهم کز کشتن امانم ده‬
تا سيرترت بينم يک لحظه مدارايی‬

در پارس که تا بودست از ولوله آسوده ست‬
بيمست که برخيزد از حسن تو غوغايی‬

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت‬
گر دسترسی باشد يک روز به يغمايی‬

گويند تمنايی از دوست بکن سعدی‬
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنايی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*