Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دريچه ای ز بهشتش به روی بگشايی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دريچه ای ز بهشتش به روی بگشايی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫دريچه ای ز بهشتش به روی بگشايی‬
‫که بامداد پگاهش تو روی بنمايی‬

جهان شبست و تو خورشيد عالم آرايی‬
‫صباح مقبل آن کز درش تو بازآيی‬

به از تو مادر گيتی به عمر خود فرزند‬
‫نياورد که همين بود حد زيبايی‬

هر آن که با تو وصالش دمی ميسر شد‬
‫ميسرش نشود بعد از آن شکيبايی‬

درون پيرهن از غايت لطافت جسم‬
‫چو آب صافی در آبگينه پيدايی‬

مرا مجال سخن بيش در بيان تو نيست‬
کمال حسن ببندد زبان گويايی‬

ز گفت و گوی عوام احتراز می کردم‬
‫کز اين سپس بنشينم به کنج تنهايی‬

وفای صحبت جانان به گوش جانم گفت‬
‫نه عاشقی که حذر می کنی ز رسوايی‬

گذشت بر من از آسيب عشقت آن چه گذشت‬
هنوز منتظرم تا چه حکم فرمايی‬

دو روزه باقی عمرم فدای جان تو باد‬
‫اگر بکاهی و در عمر خود بيفزايی‬

گر او نظر کند سعديا به چشم نواخت‬
به دست سعی تو بادست تا نپيمايی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*