Home / Literature / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : سفر

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : سفر

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

 

سفر

*

ای شکوه هستی و ایمان من
ای نیاز سینه ام ای جان من
با دو چشمت آتشی افروختی
دیده ام را عاشقی آموختی
عاشقی را تاز تو آموختم
در تنور بوسه هایت سوختم
سوختن آنجا چه لذت بار بود
هر چه بود آنجا نه غیر یار بود
رفت با جانان من این جان من
رفت جان و تازه شد ایمان من
من به پنداری که از تو داشتم
پای در راه سفر بگذاشتم
دست من در دست تو، تو یار من
دیده گانت راوی اسرار من
تو به من کوچ از دیار آموختی
تا دیار شبروان را سوختی
ای به من آموخته راه سفر
راه تو سوی طلوع است و سحر
ای طلوع دیده گانت روز من
ای نیاز سینه ام ای سوز من

 

 

حمیرا نکهت دستگیرزاده

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*