Home / Various / گریه عزرائیل

گریه عزرائیل

just God

 

گریه عزرائیل

*

خداوند ازعزرائیل پرسید : تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی آدم را میگرفتی؟

عزرائیل جواب داد : یک بار خندیدم، یک بارگریه کردم ویک بار ترسیدم

خنده ام زمانی بود که به من فرمان دادی جان مردی رابگیرم، اورادرکنار کفاشی یافتم که به کفاش میگفت : کفشم راطوری بدوز که یک سال دوام بیاورد..

به حالش خندیدم وجانش راگرفتم

گریه ام زمانی بودی که به من دستوردادی جان زنی رابگیرم که باردار بود ومن او را دربیابان بی آب وغذا یافتم سپس منتظر ماندم تا نوزادش رابه دنیا آورد وجانش راگرفتم

دلم به حال آن نوزاده بی سرپناه در آن بیابان گرم سوخت و گریه کردم

ترسم زمانی بودکه امرکردی جان فقیهی رابگیرم که نوری از اتاقش می آمد هرچه نزدیک شدم نوربیشترشد وزمانی که جانش راگرفتم ازدرخشش چهره اش ترسیدم و وحشت کردم….

دراین هنگام خداوند به عزرائیل گفت : میدانی آن عالم نورانی که بود…؟

اوهمان نوزادی بودکه جان مادرش راگرفتی من مسئولیت حمایتش را عهده‌دار بودم….

هرگزگمان مکن که با وجود من موجودی دراین جهان بی سرپناه و تنها خواهد بود.

 

death angel

Down

About Vida Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*