Home / Literature / سروده ای از لیلا صراحت روشنی : تا دور دست کهکشان ها

سروده ای از لیلا صراحت روشنی : تا دور دست کهکشان ها

 

Laila Sarahat-1

 

تا دور دست کهکشان ها

*

روح سر گردان شب را
من ز پشت پنجره دیدم
آسمان تار و آوای سکوت افسرده ی جانم را
من صدای بغض شب را می شنیدم
لیک هرگز
گوشهای خسته ام با این صدا خو نگرفت
قلب من با تیره گی همره نشد، سوی سیاهی رو نکرد
پیکر سنگین شب را با تمام هیبتش
من ز پشت پنجره دیدم
لیک از او هرگز نترسیدم
گرچه نفرت زای بود اما دهان خود به نفرینش نیالودم
چون که نفرین خود پیامی دارد از درماندگی ها
من دگر راهی گزیدم
رو به اوج روشنی ها
تا که باشد ره گشایم به اوج روشنی ها
می ستیزم می ستیزم با تبار شب
می درم قلب سیاهش را
تا که نعش وی درآن سوی گذرگاه زمان افتد
وان گهی دست شفق تا دوردست کهکشان ها
نقش سازد نام زیبای سحرگه را

 

لیلا صراحت روشنی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*