Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : جغرافيای آزادی

سروده ای از خالده فروغ : جغرافيای آزادی

Khaleda Ferogh-1

جغرافيای آزادی

*

 

پدرم فرهنگ چندين هزار ساله ست
پدرم تاريخ ميداند
تاريخ ميخواند
آتشستانی ست
در قامتش
که هر روز يک سياوش از آن عبور می کند
با ترانه های غرور
پدرم زمانه ها را می سازد
پدرم جغرافيای آزادی ست
زبان منست
پدرم
رودخانه های شمال است
پدرم ويرانه های مشرق است
که در نهاد هر ويرانه گنجی پنهانی ست
پدرم دهکده عدالت را
با اشک هايش آب می دهد
و قانون درخت های شجاعت را
با تبسم هايش می شناسد
پدرم دره سلامتی ست
که معتادان حيات
جرعه جرعه می نوشندش
شهيدستانی ست که در قلب جاودانش
رنگ قرمز را
به کمال شهرت می رساند
پدرم دوست دارد
هندوکش راز های مرا
و صحرای نياز هايم را نيز
پدرم خون آفتاب را
به رگهای من جاری می کند
شايد
من و آفتاب
دو عاشق بزرگ همديگر شويم
نمی نگری
پدرم پنج آيينه ييست
پر از قهرمان آزادی
و پنج شمشير انگشتانش
کاوه هايی هستند
ضحاک های اژدها انديشه را
پدرم چندين هزار ساله ست
جغرافيای آزاديست
زبان منست، پدرم
هفتخوانی ست پر از رستم
کهنسال خاکستری مو
مرا پرورده ست
دو بازويش دو سيمرغ مهربانی
در دست هايش ستاره يی ست
که اندک اندک
شب را تسخير می کند
و آن ستاره منم

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*