Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن سرو ناز بين که چه خوش می رود به راه‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن سرو ناز بين که چه خوش می رود به راه‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫آن سرو ناز بين که چه خوش می رود به راه‬
وان چشم آهوانه که چون می کند نگاه‬

تو سرو ديده ای که کمر بست بر ميان‬
‫يا مه چارده که به سر برنهد کلاه‬

گل با وجود او چو گياست پيش گل‬
‫مه پيش روی او چو ستارست پيش ماه‬

سلطان صفت همی رود و صد هزار دل‬
‫با او چنان که در پی سلطان رود سپاه‬

گويند از او حذر کن و راه گريز گير‬
گويم کجا روم که ندانم گريزگاه‬

اول نظر که چاه زنخدان بديدمش‬
گويی دراوفتاد دل از دست من به چاه‬

دل خود دريغ نيست که از دست من برفت‬
‫جان عزيز بر کف دستست گو بخواه‬

ای هر دو ديده پای که بر خاک مینهی‬
آخر نه بر دو ديده من به که خاک راه‬

حيفست از آن دهن که تو داری جواب تلخ‬
وان سينه سفيد که دارد دل سياه‬

بيچارگان بر آتش مهرت بسوختند‬
آه از تو سنگ دل که چه نامهربانی آه‬

شهری به گفت و گوی تو در تنگنای شوق‬
شب روز می کنند و تو در خواب صبحگاه‬

گفتم بنالم از تو به ياران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بی گناه‬

بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت‬
از دوست جز به دوست مبر سعديا پناه‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*