Home / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : ای کاشكی به عالم ، تا چشم کار می کرد

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : ای کاشكی به عالم ، تا چشم کار می کرد

Lahoti -1

 

‫ای کاشكی به عالم ، تا چشم کار می کرد

‫دل بود و آدم آن را قربان یار می کرد

‫زاین خوبتر چه ميشد گر هر نفس ، به جانان

‫یك جان تازه ميشد عاشق نثار می کرد

‫دل را ببين که نگریخت از حمله ای که آن چشم‬

‫بر شير اگر که می برد ، بی شك فرار می کرد

‫جان را به زلف جانان از دست من بدر برد

‫دلبر اگر نميشد این دل چه کار می کرد ؟‬

‫گر مرغ دل ز جانان دزدید می  چه بودی

‫تا شاهباز چشمش از نو شكار می کرد

‫شورای دولت عشق  فاتح اگر نميشد

‫جمهوری دلم را غم تار و مار می کرد

‫دلبر اگر دلم را ميخواند بنده ، هر چند‬

‫آزادی است دینم ، دل افتخار می کرد

‫باران دیدۀ من در فصل دوری او‬

‫صحرای سينه ام را چون لاله زار می کرد‬

 

 

ستالين آباد – آرال‬  1935


ابوالقاسم لاهوتی


Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*