Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گفتم به عقل پای برآرم ز بند او‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گفتم به عقل پای برآرم ز بند او‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫گفتم به عقل پای برآرم ز بند او‬
‫روی خلاص نيست بجهد از کمند او‬

مستوجب ملامتی ای دل که چند بار‬
عقلت بگفت و گوش نکردی به پند او‬

آن بوستان ميوه شيرين که دست جهد‬
دشوار می رسد به درخت بلند او‬

گفتم عنان مرکب تازی بگيرمش‬
‫ليکن وصول نيست به گرد سمند او‬

سر در جهان نهادمی از دست او وليک‬
از شهر او چگونه رود شهربند او‬

چشمم بدوخت از همه عالم به اتفاق‬
‫تا جز در او نظر نکند مستمند او‬

گر خود به جای مروحه شمشير می زند‬
مسکين مگس کجا رود از پيش قند او‬

نوميد نيستم که هم او مرهمی نهد‬
ور نه به هيچ به نشود دردمند او‬

او خود مگر به لطف خداونديی کند‬
ور نه ز ما چه بندگی آيد پسند او‬

سعدی چو صبر از اوت ميسر نمی شود‬
‫اوليتر آن که صبر کنی بر گزند او‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*