Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از يمين‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از يمين‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از يمين‬
عقل و طبعم خيره گشت از صنع رب العالمين‬

با جوانان راه صحرا برگرفتم بامداد‬
کودکی گفتا تو پيری با خردمندان نشين‬

گفتم ای غافل نبينی کوه با چندين وقار‬
همچو طفلان دامنش پرارغوان و ياسمين‬

آستين بر دست پوشيد از بهار برگ شاخ‬
‫ميوه پنهان کرده از خورشيد و مه در آستين‬

باد گلها را پريشان می کند هر صبحدم‬
‫زان پريشانی مگر در روی آب افتاده چين‬

نوبهار از غنچه بيرون شد به يک تو پيرهن‬
بيدمشک انداخت تا ديگر زمستان پوستين‬

اين نسيم خاک شيرازست يا مشک ختن‬
يا نگار من پريشان کرده زلف عنبرين‬

بامدادش بين که چشم از خواب نوشين برکند‬
گر نديدی سحر بابل در نگارستان چين‬

گر سرش داری چو سعدی سر بنه مردانه وار‬
‫با چنين معشوق نتوان باخت عشق الا چنين‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*