Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان ديدن‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان ديدن‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان ديدن‬
که ندارد دل من طاقت هجران ديدن‬

بر سر کوی تو گر خوی تو اين خواهد بود‬
دل نهادم به جفاهای فراوان ديدن‬

عقل بی خويشتن از عشق تو ديدن تا چند‬
خويشتن بیدل و دل بی سر و سامان ديدن‬

تن به زير قدمت خاک توان کرد وليک‬
‫گرد بر گوشه نعلين تو نتوان ديدن‬

هر شبم زلف سياه تو نمايند به خواب‬
تا چه آيد به من از خواب پريشان ديدن‬

با وجود رخ و بالای تو کوته نظريست‬
‫در گلستان شدن و سرو خرامان ديدن‬

گر بر اين چاه زنخدان تو ره بردی خضر‬
بی نياز آمدی از چشمه حيوان ديدن‬

هر دل سوخته کاندر خم زلف تو فتاد‬
گوی از آن به نتوان در خم چوگان ديدن‬

آن چه از نرگس مخمور تو در چشم منست‬
برنخيزد به گل و لاله و ريحان ديدن‬

سعديا حسرت بيهوده مخور دانی چيست‬
‫چاره کار تو جان دادن و جانان ديدن‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*