Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه خوش بود دو دلارام دست در گردن‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه خوش بود دو دلارام دست در گردن‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چه خوش بود دو دلارام دست در گردن‬
به هم نشستن و حلوای آشتی خوردن‬

به روزگار عزيزان که روزگار عزيز‬
‫دريغ باشد بی دوستان به سر بردن‬

اگر هزار جفا سروقامتی بکند‬
چو خود بيايد عذرش ببايد آوردن‬

چه شکر گويمت ای باد مشک بوی وصال‬
که بوستان اميدم بخواست پژمردن‬

فراق روی تو هر روز نفس کشتن بود‬
‫نظر به شخص تو امروز روح پروردن‬

کسی که قيمت ايام وصل نشناسد‬
ببايدش دو سه روزی مفارقت کردن‬

اگر سری برود بی گناه در پايی‬
‫به خرده ای ز بزرگان نشايد آزردن‬

به تازيانه گرفتم که بی دلی بزنی‬
‫کجا تواند رفتن کمند در گردن‬

کمال شوق ندارند عاشقان صبور‬
که احتمال ندارد بر آتش افسردن‬

گر آدمی صفتی سعديا به عشق بمير‬
‫که مذهب حيوانست همچنين مردن‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*