Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر متصور شدی با تو درآميختن‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر متصور شدی با تو درآميختن‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫گر متصور شدی با تو درآميختن‬
حيف نبودی وجود در قدمت ريختن‬

فکرت من در تو نيست در قلم قدرتيست‬
‫کو بتواند چنين صورتی انگيختن‬

کيست که مرهم نهد بر دل مجروح عشق‬
کش نه مجال وقوف نه ره بگسيختن‬

داعيه شوق نيست رفتن و بازآمدن‬
قاعده مهر نيست بستن و بگسيختن‬

آب روان سرشک و آتش سوزان آه‬
‫پيش تو بادست و خاک بر سر خود بيختن‬

هر که به شب شمع وار در نظر شاهديست‬
‫باک ندارد به روز کشتن و آويختن‬

خوی تو با دوستان تلخ سخن گفتنست‬
چاره سعدی حديث با شکر آميختن‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*