Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان‬
کاين شب دراز باشد بر چشم پاسبانان‬

بر عقل من بخندی گر در غمش بگريم‬
کاين کارهای مشکل افتد به کاردانان‬

دل داده را ملامت گفتن چه سود دارد‬
میب ايد اين نصيحت کردن به دلستانان‬

دامن ز پای برگير ای خوبروی خوش رو‬
تا دامنت نگيرد دست خدای خوانان‬

من ترک مهر اينان در خود نمی شناسم‬
‫بگذار تا بيايد بر من جفای آنان‬

روشن روان عاشق از تيره شب ننالد‬
داند که روز گردد روزی شب شبانان‬

باور مکن که من دست از دامنت بدارم‬
شمشير نگسلاند پيوند مهربانان‬

چشم از تو برنگيرم ور می کشد رقيبم‬
مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان‬

من اختيار خود را تسليم عشق کردم‬
‫همچون زمام اشتر بر دست ساربانان‬

شکرفروش مصری حال مگس چه داند‬
اين دست شوق بر سر وان آستين فشانان‬

شايد که آستينت بر سر زنند سعدی‬
‫تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*