Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدو گفت رستم که آرام گير‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدو گفت رستم که آرام گير‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

پند خشمگینانه رستم به اسفندیار

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بدو گفت رستم که آرام گير‬
‫چه گويی سخنهای نادلپذير‬
‫دلت بيش کژی بپالد همی‬
‫روانت ز ديوان ببالد همی‬
‫تو آن گوی کز پادشاهان سزاست‬
‫نگويد سخن پادشا جز که راست‬
‫جهاندار داند که دستان سام‬
‫بزرگست و بادانش و نيک نام‬
‫همان سام پور نريمان بدست‬
‫نريمان گرد از کريمان بدست‬
‫بزرگست و گرشاسپ بودش پدر‬
‫به گيتی بدی خسرو تاجور‬
‫همانا شنيدستی آواز سام‬
‫نبد در زمانه چنو نيک نام‬
‫بکشتش به طوس اندرون اژدها‬
‫که از چنگ او کس نيابد رها‬
‫به دريا نهنگ و به خشکی پلنگ‬
‫ورا کس نديدی گريزان ز جنگ‬
‫به دريا سر ماهيان برفروخت‬
‫هماندر هوا پر کرگس بسوخت‬
‫همی پيل را درکشيدی به دم‬
‫دل خرم از ياد او شدم دژم‬
‫و ديگر يکی ديو بد بدگمان‬
‫تنش بر زمين و سرش به آسمان‬
‫که دريای چين تا ميانش بدی‬
‫ز تابيدن خور زيانش بدی‬
‫همی ماهی از آب برداشتی‬
‫سر از گنبد ماه بگذاشتی‬
‫به خورشيد ماهيش بريان شدی‬
‫ازو چرخ گردنده گريان نشدی‬
‫دو پتياره زين گونه پيچان شدند‬
‫ز تيغ يلی هر دو بيجان شدند‬
‫همان مادرم دخت مهراب بود‬
‫بدو کشور هند شاداب بود‬
‫که ضحاک بوديش پنجم پدر‬
‫ز شاهان گيتی برآورده سر‬
‫نژادی ازين نامورتر کراست‬
‫خردمند گردن نپيچد ز راست‬
‫دگر آنک اندر جهان سربسر‬
‫يلان را ز من جست بايد هنر‬
‫همان عهد کاوس دارم نخست‬
‫که بر من بهانه نيارند جست‬
‫همان عهد کيخسرو دادگر‬
‫که چون او نبست از کيان کس کمر‬
‫زمين را سراسر همه گشته ام‬
‫بسی شاه بيدادگر کشته ام‬
‫چو من برگذشتم ز جيحون بر آب‬
‫ز توران به چين آمد افراسياب‬
‫ز کاوس در جنگ هاماوران‬
‫به تنها برفتم به مازندران‬
‫نه ارژنگ ماندم نه ديو سپيد‬
‫نه سنجه نه اولاد غندی نه بيد‬
‫همی از پی شاه فرزند را‬
‫بکشتم دلير خردمند را‬
‫که گردی چو سهراب هرگز نبود‬
‫به زور و به مردی و رزم آزمود‬
‫ز پانصد همانا فزونست سال‬
‫که تا من جدا گشتم از پشت زال‬
‫همی پهلوان بودم اندر جهان‬
‫يکی بود با آشکارم نهان‬
‫به سام فريدون فرخ نژاد‬
‫که تاج بزرگی به سر بر نهاد‬
‫ز تخت اندرآورد ضحاک را‬
‫سپرد آن سر و تاج او خاک را‬
‫دگر سام کو بود ما را نيا‬
‫ببرد از جهان دانش و کيميا‬
‫سه ديگر که چون من ببستم کمر‬
‫تن آسان شد اندر جهان تاجور‬
‫بران خرمی روز هرگز نبود‬
‫پی مرد بی راه بر دز نبود‬
‫که من بودم اندر جهان کامران‬
‫مرا بود شمشير و گرز گران‬
‫بدان گفتم اين تا بدانی همه‬
‫تو شاهی و گردنکشان چون رمه‬
‫تو اندر زمانه رسيده نوی‬
‫اگر چند با فر کيخسروی‬
‫تن خويش بينی همی در جهان‬
‫نهای آگه از کارهای نهان‬
‫چو بسيار شد گفتها میخوريم‬
‫به می جان انديشه را بشکريم‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*