Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنين گفت با رستم اسفنديار‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنين گفت با رستم اسفنديار‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

گفتارتحقیر آمیز اسفندیار در مورد زال

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنين گفت با رستم اسفنديار‬
‫که اين نيک دل مهتر نامدار‬
‫من ايدون شنيدستم از بخردان‬
‫بزرگان و بيداردل موبدان‬
‫ازان برگذشته نياکان تو‬
‫سرافراز و ديندار و پاکان تو‬
‫که دستان بدگوهر ديوزاد‬
‫به گيتی فزونی ندارد نژاد‬
‫فراوان ز سامش نهان داشتند‬
‫همی رستخيز جهان داشتند‬
‫تنش تيره بد موی و رويش سپيد‬
‫چو ديدش دل سام شد نااميد‬
‫بفرمود تا پيش دريا برند‬
‫مگر مرغ و ماهی ورا بشکرند‬
‫بيامد بگسترد سيمرغ پر‬
‫نديد اندرو هيچ آيين و فر‬
‫ببردش به جايی که بودش کنام‬
‫ز دستان مر او را خورش بود کام‬
‫اگر چند سيمرغ ناهار بود‬
‫تن زال پيش اندرش خوار بود‬
‫بينداختش پس به پيش کنام‬
‫به ديدار او کس نبد شادکام‬
‫همی خورد افگنده مردار اوی‬
‫ز جامه برهنه تن خوار اوی‬
‫چو افگند سيمرغ بر زال مهر‬
‫برو گشت زين گونه چندی سپهر‬
‫ازان پس که مردار چندی چشيد‬
‫برهنه سوی سيستانش کشيد‬
‫پذيرفت سامش ز بی بچگی‬
‫ز نادانی و ديوی و غرچگی‬
‫خجسته بزرگان و شاهان من‬
‫نيای من و نيک خواهان من‬
‫ورا برکشيدند و دادند چيز‬
‫فراوان برين سال بگذشت نيز‬
‫يکی سرو بد نابسوده سرش‬
‫چو با شاخ شد رستم آمد برش‬
‫ز مردی و بالا و ديدار اوی‬
‫به گردون برآمد چنين کار اوی‬
‫برين گونه ناپارسايی گرفت‬
‫بباليد و پس پادشاهی گرفت‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*