Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : کاش کان دلبر عيار که من کشته اويم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : کاش کان دلبر عيار که من کشته اويم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫کاش کان دلبر عيار که من کشته اويم‬
بار ديگر بگذشتی که کند زنده به بويم‬

ترک من گفت و به ترکش نتوانم که بگويم‬
‫چه کنم نيست دلی چون دل او ز آهن و رويم‬

تا قدم باشدم اندر قدمش افتم و خيزم‬
تا نفس ماندم اندر عقبش پرسم و پويم‬

دشمن خويشتنم هر نفس از دوستی او‬
‫تا چه ديد از من مسکين که ملولست ز خويم‬

لب او بر لب من اين چه خيالست و تمنا‬
‫مگر آن گه که کند کوزه گر از خاک سبويم‬

همه بر من چه زنی زخم فراق ای مه خوبان‬
‫نه منم تنها کاندر خم چوگان تو گويم‬

هر کجا صاحب حسنيست ثنا گفتم و وصفش‬
‫تو چنان صاحب حسنی که ندانم که چه گويم‬

دوش میگفت که سعدی غم ما هيچ ندارد‬
می نداند که گرم سر برود دست نشويم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*