Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : به اختیار نگشتم ز کوی دوست برون

سروده ای از منصور حلاج : به اختیار نگشتم ز کوی دوست برون

mansoor-al-hallaj1

 

به اختیار نگشتم ز کوی دوست برون

ز آستانه لیلی کجا رود مجنون

بهشتم آن سر کوی رضای دل آرای

به اختیار نگشت آدم از بهشت برون

چو آیدم ز کنار وداع جیحون یاد

شود کنار من از خون دیده ام جیحون

من از نصیحت عاقل صلاح نپذیرم

به گوش عشق فسانه بود هزار فسون

جنون ز سلسله ای کم شود و لیک مرا

از آن سلاسل مشگین زیاده گشت جنون

چو مهربانی تو بی تو صبر من کم شد

ولی چو حسن تو عشقم همی شود افزون

بیا بباده گلرنگ هیچ حاجت نیست

که همچو چشم تو مستم از آن لب میگون

به لوح ماه تو منشور دلبری بنوشت

همان بنان که کشید از برای طغرانون

مگو حسین به وصل حبیب چون برسم

توان رسیدن به وصلش بی چون

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*