Home / Short Stories / داستان کوتاه : دست بردار اثر فرانتس کافکا

داستان کوتاه : دست بردار اثر فرانتس کافکا

Kafka-3

 

دست بردار

*

سحر بود و خیابان‌ها پاکیزه و خلوت، در راه رفتن به ایستگاه راه آهن بودم .

همین که ساعت برج را با ساعتم مقایسه کردم، دریافتم که از آنچه فکر می‌کردم، دیرتر شده بود .

باید شتاب می‌کردم، هراس این کشف، مرا در ادامی‌ راهم نامطمئن می‌ساخت، هنوز شهر را خوب نمی‌شناختم، خوشبختانه پاسبانی در آن نزدیکی بود، به سویش دویدم و نفس نفس زنان نشانی را از

او پرسیدم .

تبسمی‌برچهره اش نقش بست و گفت : ” از من نشانی می‌پرسی ؟

” گفتم : ” بله . آخر نمی‌توانم آنجا را بیابم ”

پاسبان گفت : ” دست بردار، دست بردار! ” بعد با جهشی بلند همچون کسانی که می‌خواهند درتنهایی بخندند، از من روی گرداند .

 

فرانتس کافکا

Franz Kafka

مترجم : سید سعید فیروزآبادی
برگرفته از  دنیای سخن شماره 84

 

Kafka-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*