Home / Literature / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : آن دست دیروزین

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : آن دست دیروزین

Kazemi-2

 

 

آن دست دیروزین

*

عاقبت با ناله سودا می‌شود آهی که نیست‌
زیر گام ما به منزل می‌رسد راهی که نیست‌
از کرامتهای بسیارت همین ما را رسید
شاخة خشکی که هست و دست کوتاهی که نیست‌
خوب می‌دانیم و می‌دانی که چندین سال قحط
آبمان در کاسة سر دادی از چاهی که نیست‌
آخر امّا صبر کن‌، ای آسمان‌! خواهی شنید
نورِ صد خورشید می‌گیریم از این ماهی که نیست‌
دست اگر آن دست‌ِ دیروزین ما باشد ـ که هست ـ
باز هم گندم برون می‌آرد از کاهی که نیست‌
کُشتة خود می‌شود این ایل‌، حتّی در شکست‌
تا نبندد چشم امّیدی به خونخواهی که نیست‌

 

محمد کاظم کاظمی

?????????????????????

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*