Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ما به روی دوستان از بوستان آسوده ايم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ما به روی دوستان از بوستان آسوده ايم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ما به روی دوستان از بوستان آسوده ايم‬
گر بهار آيد و گر باد خزان آسوده ايم‬
‫سروبالايی که مقصودست اگر حاصل شود‬
‫سرو اگر هرگز نباشد در جهان آسوده ايم‬
‫گر به صحرا ديگران از بهر عشرت می روند‬
‫ما به خلوت با تو ای آرام جان آسوده ايم‬
‫هر چه از دنيا و عقبی راحت و آسايشست‬
گر تو با ما خوش درآيی ما از آن آسوده ايم‬
‫برق نوروزی گر آتش می زند در شاخسار‬
‫ور گل افشان می کند در بوستان آسوده ايم‬
‫باغبان را گو اگر در گلستان آلاله ايست‬
‫ديگری را ده که ما با دلستان آسوده ايم‬
‫گر سياست می کند سلطان و قاضی حاکمند‬
‫ور ملامت می کند پير و جوان آسوده ايم‬
‫موج اگر کشتی برآرد تا به اوج آفتاب‬
‫يا به قعر اندربرد ما بر کران آسوده ايم‬
‫رنج ها برديم و آسايش نبود اندر جهان‬
‫ترک آسايش گرفتيم اين زمان آسوده ايم‬
‫سعديا سرمايه داران از خلل ترسند و ما‬
گر برآيد بانگ دزد از کاروان آسوده ايم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*