Home / Literature / سروده ای از جامی : سلامان و ابسال – چون پدر روی سلامان را بدید

سروده ای از جامی : سلامان و ابسال – چون پدر روی سلامان را بدید

جامی

 

ادامه داستان سلامان و ابسال :

*

چون پدر روی سلامان را بدید
وز فراق عمر کاه او رهید،
بوسه‌های رحمتش بر فرق داد
دست مهر از لطف بر دوشش نهاد
کای وجودت خوان احسان را نمک
چشم انسان را جمالت مردمک
روضهٔ جان را نهال نوبری
آسمان را آفتاب دیگری
باغ دولت را گل نوخاسته
برج شاهی را مه ناکاسته
عرصهٔ آفاق لشکرگاه توست
سرکشان را روی در درگاه توست
پای تا سر لایق تختی و تاج
نیست تاج و تخت را بی تو رواج
تاج را مپسند بر فرق خسان
تخت را در زیر پای ناکسان
ملک، ملک توست، بستان ملک خویش
ملک را بیرون مکن از سلک خویش
دست ازین شاهد پرستی باز کش
شاهی و شاهدپرستی نیست خوش
دور کن حنای این شاهد ز دست
شاه باید بود یا شاهدپرست

 

 

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی

Unknown

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*