Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : داستان هفت خوان اسفنديار‬ – خوان ششم

چنین گفت فردوسی پاکزاد : داستان هفت خوان اسفنديار‬ – خوان ششم

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

داستان هفت خوان اسفنديار‬

 خوان ششم

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫
‫‫‫‫‫‫ازان پس بفرمود تا گرگسار‬
‫بيامد بر نامور شهريار‬
‫بدادش سه جام دمادم نبيد‬
‫می سرخ و جام از گل شنبليد‬
‫بدو گفت کای بد تن بدنهان‬
‫نگه کن بدين کردگار جهان‬
‫نه سيمرغ پيدا نه شير و نه گرگ‬
‫نه آن تيز چنگ اژدهای بزرگ‬
‫به منزل که انگيزد اين بار شور‬
‫بود آب و جای گيای ستور‬
‫به آواز گفت آن زمان گرگسار‬
‫که ای نامور فرخ اسفنديار‬
‫اگر باز گردی نباشد شگفت‬
‫ز بخت تو اندازه بايد گرفت‬
‫ترا يار بود ايزد ای نيکبخت‬
‫به بار آمد آن خسروانی درخت‬
‫يکی کار پيشست فردا که مرد‬
‫نينديشد از روزگار نبرد‬
‫نه گرز و کمان ياد آيد نه تيغ‬
‫نه بيند ره جنگ و راه گريغ‬
‫به بالای يک نيزه برف آيدت‬
‫بدو روز شادی شگرف آيدت‬
‫بمانی تو با لشکر نامدار‬
‫به برف اندر ای فرخ اسفنديار‬
‫اگر بازگردی نباشد شگفت‬
‫ز گفتار من کين نبايد گرفت‬
‫همی ويژه در خون لشکر شوی‬
‫به تندی و بدرايی و بدخوی‬
‫مرا اين درستست کز باد سخت‬
‫بريزد بران مرز بار درخت‬
‫ازان پس که اندر بيابان رسی‬
‫يکی منزل آيد به فرسنگ سی‬
‫همه ريگ تفتست گر خاک و شخ‬
‫برو نگذرد مرغ و مور و ملخ‬
‫نبينی به جايی يکی قطره آب‬
‫زمينش همی جوشد از آفتاب‬
‫نه بر خاک او شير يابد گذر‬
‫نه اندر هوا کرگس تيزپر‬
‫نه بر شخ و ريگش برويد گيا‬
‫زمينش روان ريگ چون توتيا‬
‫برانی برين گونه فرسنگ چل‬
‫نه با اسپ تاو و نه با مرد دل‬
‫وزانجا به رويين دژ آيد سپاه‬
‫ببينی يک مايه ور جايگاه‬
‫زمينش به کام نياز اندر است‬
‫وگر باره با مه به راز اندر است‬
‫بشد بامش از ابر بارنده تر‬
‫که بد نامش از ابر برنده تر‬
‫ز بيرون نيابد خورش چارپای‬
‫ز لشکر نماند سواری به جای‬
‫از ايران و توران اگر صدهزار‬
‫بيايند گردان خنجرگزار‬
‫نشينند صد سال گرداندرش‬
‫همی تيرباران کنند از برش‬
‫فراوان همانست و کمتر همان‬
‫چو حلقه ست بر در بد بدگمان‬
‫چو ايرانيان اين بد از گرگسار‬
‫شنيدند و گشتند با درد يار‬
‫بگفتند کای شاه آزادمرد‬
‫بگرد بال تا توانی مگرد‬
‫اگر گرگسار اين سخنها که گفت‬
‫چنين است اين خود نماند نهفت‬
‫بدين جايگه مرگ را آمديم‬
‫نه فرسودن ترگ را آمديم‬
‫چنين راه دشوار بگذاشتی‬
‫بلای دد و دام برداشتی‬
‫کس از نامداران و شاهان گرد‬
‫چنين رنجها برنيارد شمرد‬
‫که پيش تو آمد بدين هفتخوان‬
‫برين بر جهان آفرين را بخوان‬
‫چو پيروزگر بازگردی به راه‬
‫به دل شاد و خرم شوی نزد شاه‬
‫به راهی دگر گر شوی کينه ساز‬
‫همه شهر توران برندت نماز‬
‫بدين سان که گويد همی گرگسار‬
‫تن خويش را خوارمايه مدار‬
‫ازان پس که پيروز گشتيم و شاد‬
‫نبايد سر خويش دادن به باد‬
‫چو بشنيد اينگونه زيشان سخن‬
‫شد آن تازه رويش ز گردان کهن‬
‫شما گفت از ايران به پند آمديد‬
‫نه از بهر نام بلند آمديد‬
‫کجاآن همه خلعت و پند شاه‬
‫کمرهای زرين و تخت و کلاه‬
‫کجا آن همه عهد و سوگند و بند‬
‫به يزدان و آن اختر سودمند‬
‫که اکنون چنين سست شد پايتان‬
‫به ره بر پراگنده شد رايتان‬
‫شما بازگرديد پيروز و شاد‬
‫مرا کام جز رزم جستن مباد‬
‫به گفتار اين ديو ناسازگار‬
‫چنين سرکشيديد از کارزار‬
‫از ايران نخواهم برين رزم کس‬
‫پسر با برادر مرا يار بس‬
‫جهاندار پيروز يار منست‬
‫سر اختر اندر کنار منست‬
‫به مردی نبايد کسی همرهم‬
‫اگر جان ستانم وگر جان دهم‬
‫به دشمن نمايم هنر هرچ هست‬
‫ز مردی و پيروزی و زور دست‬
‫بيابيد هم بی گمان آگهی‬
‫ازين نامور فر شاهنشهی‬
‫که با دژ چه کردم به دستان و زور‬
‫به نام خداوند کيوان و هور‬
‫چو ايرانيان برگشادند چشم‬
‫بديدند چهر ورا پر ز خشم‬
‫برفتند پوزش کنان نزد شاه‬
‫که گر شاه بيند ببخشد گناه‬
‫فدای تو بادا تن و جان ما‬
‫برين بود تا بود پيمان ما‬
‫ز بهر تن شاه غمخواره ايم‬
‫نه از کوشش و جنگ بيچاره ايم‬
‫ز ما تا بود زنده يک نامدار‬
‫نپيچيم يک تن سر از کارزار‬
‫سپهبد چو بشنيد زيشان سخن‬
‫بپيچيد زان گفتهای کهن‬
‫به ايرانيان آفرين کرد و گفت‬
‫که هرگز نماند هنر در نهفت‬
‫گر ايدونک گرديم پيروزگر‬
‫ز رنج گذشته بيابيم بر‬
‫نگردد فرامش به دل رنجتان‬
‫نماند تهی بی گمان گنجتان‬
‫همی رای زد تا جهان شد خنک‬
‫برفت از بر کوه باد سبک‬
‫برآمد ز درگاه شيپور و نای‬
‫سپه برگرفتند يکسر ز جای‬
‫به کردار آتش همی راندند‬
‫جهان آفرين را بسی خواندند‬
‫سپيده چو از کوه سر برکشيد‬
‫شب آن چادر شعر در سرکشيد‬
‫چو خورشيد تابان نهان کرد روی‬
‫همی رفت خون در پس پشت اوی‬
‫به منزل رسيد آن سپاه گران‬
‫همه گرزداران و نيزه وران‬
‫بهاری يکی خوشمنش روز بود‬
‫دل افروز يا گيتی افروز بود‬
‫سراپرده و خيمه فرمود کی‬
‫بياراست خوان و بياورد می‬
‫هماندر زمان تندباری ز کوه‬
‫برآمد که شد نامور زان ستوه‬
‫جهان سربسر گشت چون پر زاغ‬
‫ندانست کس باز هامون ز زاغ‬
‫بياريد از ابر تاريک برف‬
‫زمينی پر از برف و بادی شگرف‬
‫سه روز و سه شب هم بدان سان به دشت‬
‫دم باد ز اندازه اندر گذشت‬
‫هوا پود گشت ابر چون تار شد‬
‫سپهبد ازان کار بيچار شد‬
‫به آواز پيش پشوتن بگفت‬
‫که اين کار ما گشت با درد جفت‬
‫به مردی شدم در دم اژدها‬
‫کنون زور کردن نيارد بها‬
‫همه پيش يزدان نيايش کنيد‬
‫بخوانيد و او را ستايش کنيد‬
‫مگر کاين بلاها ز ما بگذرد‬
‫کزين پس کسی مان به کس نشمرد‬
‫پشوتن بيامد به پيش خدای‬
‫که او بود بر نيکويی رهنمای‬
‫نيايش ز اندازه بگذاشتند‬
‫همه در زمان دست برداشتند‬
‫همانگه بيامد يکی باد خوش‬
‫ببرد ابر و روی هوا گشت کش‬
‫چو ايرانيان را دل آمد به جای‬
‫ببودند بر پيش يزدان به پای‬
‫سراپرده و خيمه ها گشته تر‬
‫ز سرما کسی را نبد پای و پر‬
‫همانجا ببودند گردان سه روز‬
‫چهارم چو بفروخت گيتی فروز‬
‫سپهبد گرانمايگان را بخواند‬
‫بسی داستانهای نيکو براند‬
‫چنين گفت کايدر بمانيد بار‬
‫مداريد جز آلت کارزار‬
‫هرانکس که هستند سرهنگ فش‬
‫که باشد ورا باره صد آب کش‬
‫به پنجاه آب و خورش برنهيد‬
‫دگر آلت گسترش بر نهيد‬
‫فزونی هم ايدر بمانيد بار‬
‫مگر آنچ بايد بدان کارزار‬
‫به نيروی يزدان بيابيم دست‬
‫بدان بدکنش مردم بت پرست‬
‫چو نوميد گردد ز يزدان کسی‬
‫ازو نيکبختی نيايد بسی‬
‫ازان دژ يکايک توانگر شويد‬
‫همه پاک با گنج و افسر شويد‬
‫چو خور چادر زرد بر سرکشيد‬
‫ببد باختر چون گل شنبليد‬
‫بنه برنهادند گردان همه‬
‫برفتند با شهريار رمه‬
‫چو بگذشت از تيره شب يک زمان‬
‫خروش کلنگ آمد از آسمان‬
‫برآشفت ز آوازش اسفنديار‬
‫پيامی فرستاد زی گرگسار‬
‫که گفتی بدين منزلت آب نيست‬
‫همان جای آرامش و خواب نيست‬
‫کنون ز آسمان خاست بانگ کلنگ‬
‫دل ما چرا کردی از آب تنگ‬
‫چنين داد پاسخ کز ايدر ستور‬
‫نيابد مگر چشمه ی آب شور‬
‫دگر چشمه ی آبيابی چو زهر‬
‫کزان آب مرغ و ددان راست بهر‬
‫چنين گفت سالار کز گرگسار‬
‫يکی راهبر ساختم کينه دار‬
‫ز گفتار او تيز لشکر براند‬
‫جهاندار نيکی دهش را بخواند‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*