Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر دست دهد هزار جانم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر دست دهد هزار جانم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫گر دست دهد هزار جانم‬
در پای مبارکت فشانم‬
‫آخر به سرم گذر کن ای دوست‬
انگار که خاک آستانم‬
‫هر حکم که بر سرم برانی‬
سهلست ز خويشتن مرانم‬
‫تو خود سر وصل ما نداری‬
من عادت بخت خويش دانم‬
‫هيهات که چون تو شاهبازی‬
‫تشريف دهد به آشيانم‬
‫گر خانه محقرست و تاريک‬
بر ديده روشنت نشانم‬
‫گر نام تو بر سرم بگويند‬
‫فرياد برآيد از روانم‬
‫شب نيست که در فراق رويت‬
زاری به فلک نمی رسانم‬
‫آخر نه من و تو دوست بوديم‬
عهد تو شکست و من همانم‬
‫من مهره مهر تو نريزم‬
‫الا که بريزد استخوانم‬
‫من ترک وصال تو نگويم‬
الا به فراق جسم و جانم‬
‫مجنونم اگر بهای ليلی‬
ملک عرب و عجم ستانم‬
‫شيرين زمان تويی به تحقيق‬
‫من بنده خسرو زمانم‬
‫شاهی که ورا رسد که گويد‬
‫مولای اکابر جهانم‬
‫ايوان رفيعش آسمان را‬
گويد تو زمين من آسمانم‬
‫دانی که ستم روا ندارد‬
‫مگذار که بشنود فغانم‬
‫هر کس به زمان خويشتن بود‬
من سعدی آخرالزمانم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*