Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سخن عشق تو بی آن که برآيد به زبانم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : سخن عشق تو بی آن که برآيد به زبانم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سخن عشق تو بی آن که برآيد به زبانم‬
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم‬
‫گاه گويم که بنالم ز پريشانی حالم‬
بازگويم که عيانست چه حاجت به بيانم‬
‫هيچم از دنيی و عقبی نبرد گوشه خاطر‬
که به ديدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم‬
‫گر چنانست که روی من مسکين گدا را‬
‫به در غير ببينی ز در خويش برانم‬
‫من در انديشه آنم که روان بر تو فشانم‬
‫نه در انديشه که خود را ز کمندت برهانم‬
‫گر تو شيرين زمانی نظری نيز به من کن‬
‫که به ديوانگی از عشق تو فرهاد زمانم‬
‫نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت‬
دل نهادم به صبوری که جز اين چاره ندانم‬
‫من همان روز بگفتم که طريق تو گرفتم‬
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم‬
‫درم از ديده چکانست به ياد لب لعلت‬
‫نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم‬
‫سخن از نيمه بريدم که نگه کردم و ديدم‬
‫که به پايان رسدم عمر و به پايان نرسانم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*