Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بس که در منظر تو حيرانم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بس که در منظر تو حيرانم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بس که در منظر تو حيرانم‬
صورتت را صفت نمی دانم‬
‫پارسايان ملامتم مکنيد‬
که من از عشق توبه نتوانم‬
‫هر که بينی به جسم و جان زندست‬
من به اميد وصل جانانم‬
‫به چه کار آيد اين بقيت جان‬
‫که به معشوق برنيفشانم‬
‫گر تو از من عنان بگردانی‬
‫من به شمشير برنگردانم‬
‫گر بخوانی مقيم درگاهم‬
ور برانی مطيع فرمانم‬
‫من نه آنم که سست بازآيم‬
ور ز سختی به لب رسد جانم‬
‫گر اجابت کنی و گر نکنی‬
چاره من دعاست می خوانم‬
‫سهل باشد صعوبت ظلمات‬
گر به دست آيد آب حيوانم‬
‫تا کی آخر جفا بری سعدی‬
‫چه کنم پای بند احسانم‬
‫کار مردان تحملست و سکون‬
من کيم خاک پای مردانم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*