Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم‬
‫قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم‬
‫چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد‬
‫تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم‬
‫دلم صد بار می گويد که چشم از فتنه بر هم نه‬
‫دگر ره ديده می افتد بر آن بالای فتانم‬
‫تو را در بوستان بايد که پيش سرو بنشينی‬ ‫
و گر نه باغبان گويد که ديگر سرو ننشانم‬
‫رفيقانم سفر کردند هر ياری به اقصايی‬ ‫
خلاف من که بگرفته است دامن در مغيلانم‬
‫به دريايی درافتادم که پايانش نمی بينم‬
‫کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی دانم‬
‫فراقم سخت می آيد وليکن صبر می بايد‬
‫که گر بگريزم از سختی رفيق سست پيمانم‬
‫مپرسم دوش چون بودی به تاريکی و تنهايی‬
‫شب هجرم چه می پرسی که روز وصل حيرانم‬
‫شبان آهسته می نالم مگر دردم نهان ماند‬
‫به گوش هر که در عالم رسيد آواز پنهانم‬
‫دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
من آزادی نمی خواهم که با يوسف به زندانم‬
‫من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت‬
‫هنوز آواز می آيد به معنی از گلستانم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*