Home / Literature / سروده ای از اُکتاويو پاز‬ : آزادی‬

سروده ای از اُکتاويو پاز‬ : آزادی‬

Octavio Paz-2

‫آزادی‬

*


‫کسانی از سرزمينمان سخن به ميان آوردند‬
‫من اما به سرزمينی تهيدست می انديشيدم‬
‫به مردمانی از خاک و نور‬
‫به خيابانی و ديواری
‫و به انسانی خاموش – ايستاده در برابر ديوار -‬
‫و به آن سنگها می انديشيدم که برهنه بر پای ايستاده اند‬
‫در آب رود‬
‫در سرزمين روشن و مرتفع آفتاب و نور.‬
‫به آن چيزهای از ياد رفته می انديشيدم‬
‫که خاطره ام را زنده نگه می دارد،‬
‫به آن چيزهای بی ربط که هيچ کسشان فرا نمی خواند:‬
‫به خاطر آوردن روياها – آن حضورهای نابه هنگام‬
‫که زمان از ورای آنها به ما می گويد‬
‫که ما را موجوديتی نيست‬
‫و زمان تنها چيزی است که بازمی آفريند خاطره ها را‬
‫و در سر می پروراند روياها را.‬
‫سرزمينی در کار نيست به جز خاک و به جز تصويرهايش:‬
‫خاک و‬
‫نوری که در زمان می زيد.‬
‫قافيه يی که با هر واژه می آميزد:‬
‫آزادی‬
‫که مرا به مرگ می خواند،‬
‫آزادی‬
‫که فرمانش بر روسبيخانه روا است و بر زنی افسونگر‬
‫با گلوی جذام گرفته .‬
‫آزادی من به من لبخند زد‬
‫همچون گردابی که در آن‬
‫جز تصوير خويش چيزی باز نتوان ديد.‬
‫□‬
‫آزادی به بالها می ماند‬
‫به نسيمی که در ميان برگها می وزد‬
‫و بر گلی ساده آرام می گيرد.‬
‫به خوابی می ماند که در آن‬
‫ما خود‬
‫رويای خويشتنيم.‬
‫به دندان فرو بردن در ميوه ی ممنوع می ماند آزادی‬
‫به گشودن دروازه ی قديمی متروک و‬
‫دستهای زندانی.‬
‫آن سنگ به تکه نانی می ماند‬
‫آن کاغذهای سفيد به مرغان دريايی‬
‫آن برگها به پرنده گان.‬
‫انگشتانت پرنده گان را ماند:‬
‫همه چيزی به پرواز درمی آيد!‬

 

اُکتاويو پاز‬

Octavio Paz

Octavio Paz-3

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*