Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تا خبر دارم از او بی خبر از خويشتنم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تا خبر دارم از او بی خبر از خويشتنم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تا خبر دارم از او بی خبر از خويشتنم‬
‫با وجودش ز من آواز نيايد که منم‬
‫پيرهن می بدرم دم به دم از غايت شوق‬
‫که وجودم همه او گشت و من اين پيرهنم‬
‫ای رقيب اين همه سودا مکن و جنگ مجوی‬
‫برکنم ديده که من ديده از او برنکنم‬
‫خود گرفتم که نگويم که مرا واقعه ايست‬
‫دشمن و دوست بدانند قياس از سخنم‬
‫در همه شهر فراهم ننشست انجمنی‬ ‫
که نه من در غمش افسانه آن انجمنم‬
‫برشکست از من و از رنج دلم باک نداشت‬
‫من نه آنم که توانم که از او برشکنم‬
‫گر همين سوز رود با من مسکين در گور‬
‫خاک اگر بازکنی سوخته يابی کفنم‬
‫گر به خون تشنه ای اينک من و سر باکی نيست‬
‫که به فتراک تو به زان که بود بر بدنم‬
‫مرد و زن گر به جفا کردن من برخيزند‬
‫گر بگردم ز وفای تو نه مردم که زنم‬
‫شرط عقلست که مردم بگريزند از تير‬
‫من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم‬
‫تا به گفتار درآمد دهن شيرينت‬
‫بيم آنست که شوری به جهان درفکنم‬
‫لب سعدی و دهانت ز کجا تا به کجا‬
‫اين قدر بس که رود نام لبت بر دهنم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*