Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : سخن دقيقی‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : سخن دقيقی‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

سخن دقيقی‬

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫
‫چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت‬
‫فرود آمد از تخت و بربست رخت‬
‫به بلخ گزين شد بران نوبهار‬
‫که يزدان پرستان بدان روزگار‬
‫مران جای را داشتندی چنان‬
‫که مر مکه را تازيان اين زمان‬
‫بدان خانه شد شاه يزدان پرست‬
‫فرود آمد از جايگاه نشست‬
‫ببست آن در آفرين خانه را‬
‫نماند اندرو خويش و بيگانه را‬
‫بپوشيد جامه ی پرستش پلاس‬
‫خرد را چنان کرد بايد سپاس‬
‫بيفگند ياره فرو هشت موی‬
‫سوی روشن دادگر کرد روی‬
‫همی بود سی سال خورشيد را‬
‫برينسان پرستيد بايد خدای‬
‫نيايش همی کرد خورشيد را‬
‫چنان بوده بد راه جمشيد را‬
‫چو گشتاسپ بر شد به تخت پدر‬
‫که هم فر او داشت و بخت پدر‬
‫به سر بر نهاد آن پدر داده تاج‬
‫که زيبنده باشد بر آزاده تاج‬
‫منم گفت يزدان پرستنده شاه‬
‫مرا ايزد پاک داد اين کلاه‬
‫بدان داد ما را کلاه بزرگ‬
‫که بيرون کنيم از رم ميش گرگ‬
‫سوی راه يزدان بيازيم چنگ‬
‫بر آزاده گيتی نداريم تنگ‬
‫چو آيين شاهان بجای آوريم‬
‫بدان را به دين خدای آوريم‬
‫يکی داد گسترد کز داد اوی‬
‫ابا گرگ ميش آب خوردی به جوی‬
‫پس آن دختر نامور قيصرا‬
‫که ناهيد بد نام آن دخترا‬
‫کتايونش خواندی گرانمايه شاه‬
‫دو فرزندش آمد چو تابنده ماه‬
‫يکی نامور فرخ اسفنديار‬
‫شه کارزاری نبرده سوار‬
‫پشوتن دگر گرد شمشير زن‬
‫شه نامبردار لشکرشکن‬
‫چو گشتی بران شاه نو راست شد‬
‫فريدون ديگر همی خواست شد‬
‫گزيدش بدادند شاهان همه‬
‫نشستن دل نيک خواهان همه‬
‫مگر شاه ارجاسپ توران خدای‬
‫که ديوان بدندی به پيشش به پای‬
‫گزيتش نپذرفت و نشنيد پند‬
‫اگر پند نشنيد زو ديد بند‬
‫وزو بستدی نيز هر سال باژ‬
‫چرا داد بايد به هامال باژ‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*