Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم‬
می روم و نمی رود ناقه به زير محملم‬

بار بيفکند شتر چون برسد به منزلی‬
‫بار دلست همچنان ور به هزار منزلم‬

ای که مهار می کشی صبر کن و سبک مرو
‫کز طرفی تو می کشی وز طرفی سلاسلم‬

بارکشيده جفا پرده دريده هوا‬
‫راه ز پيش و دل ز پس واقعه ايست مشکلم‬

معرفت قديم را بعد حجاب کی شود‬
‫گر چه به شخص غايبی در نظری مقابلم‬

آخر قصد من تويی غايت جهد و آرزو‬
‫تا نرسم ز دامنت دست اميد نگسلم‬

ذکر تو از زبان من فکر تو از جنان من‬
‫چون برود که رفته ای در رگ و در مفاصلم‬

مشتغل توام چنان کز همه چيز غايبم‬
‫مفتکر توام چنان کز همه خلق غافلم‬

گر نظری کنی کند کشته صبر من ورق‬
‫ور نکنی چه بر دهد بيخ اميد باطلم‬

سنت عشق سعديا ترک نمی دهی بلی‬
کی ز دلم به دررود خوی سرشته در گلم‬

داروی درد شوق را با همه علم عاجزم‬
چاره کار عشق را با همه عقل جاهلم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*