Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : برگ گريزان‬

سروده ای از پروین اعتصامی : برگ گريزان‬

پروین اعتصامی 2

 

برگ گريزان‬

*

‫‫

شنيدستم که وقت برگريزان‬
‫شد از باد خزان، برگی گريزان‬
‫ميان شاخه ها خود را نهان داشت‬
رخ از تقدير، پنهان چون توان داشت‬
‫بخود گفتا کازين شاخ تنومند‬
‫قضايم هيچگه نتواند افکند‬
‫سموم فتنه کرد آهنگ تاراج‬
‫ز تنها سر، ز سرها دور شد تاج‬
‫قبای سرخ گل دادند بر باد‬
‫ز مرغان چمن برخاست فرياد‬
‫ز بن برکند گردون بس درختان‬
‫سيه گشت اختر بس نيک بختان‬
‫به يغما رفت گيتی را جوانی‬
‫کرا بود اين سعادت جاودانی‬
‫ز نرگس دل، ز نسرين سر شکستند‬
‫ز قمری پا، ز بلبل پر شکستند‬
‫برفت از روی رونق بوستان را‬
‫چه دولت بی گلستان باغبان را‬
‫ز جانسوز اخگری برخاست دودی‬
‫نه تاری ماند زان ديبا، نه پودی‬
‫بخود هر شاخه ای لرزيد ناگاه‬
‫فتاد آن برگ مسکين بر سر راه‬
‫از آن افتادن بيگه، برآشفت‬
‫نهان با شاخک پژمان چنين گفت‬
‫که پروردی مرا روزی در آغوش‬
‫بروز سختيم کردی فراموش‬
‫نشاندی شاد چون طفلان بمهدم‬
‫زمانی شيردادی، گاه شهدم‬
‫بخاک افتادنم روزی چرا بود‬
‫نه آخر دايه ام باد صبا بود‬
‫هنوز از شکر نيکی هات شادم‬
‫چرا بی موجبی دادی به بادم‬
‫هنرهای تو نيرومنديم داد‬
‫ره و رسم خوشت، خورسنديم داد‬
‫گمان ميکردم ای يار دلارای‬
‫که از سعی تو باشم پای بر جای‬
‫چرا پژمرده گشت اين چهر شاداب‬
‫چه شد کز من گرفتی رونق و آب‬
‫بياد رنج روز تنگدستی‬ ‫
خوشست از زيردستان سرپرستی‬
‫نمودی همسر خوبان با غم‬
‫ز طيب گل، بياکندی دماغم‬
‫کنون بگسستيم پيوند ياری‬
‫ز خورشيد و ز باران بهاری‬
‫دمی کاز باد فروردين شکفتم‬
‫بدامان تو روزی چند خفتم‬
‫نسيمی دلکشم آهسته بنشاند‬
‫مرا بر تن، حرير سبز پوشاند‬
‫من آنگه خرم و فيروز بودم‬
‫نخستين مژده ی نوروز بودم‬
‫نويدی داد هر مرغی ز کارم‬
‫گهرها کرد هر ابری نثارم‬
‫گرفتم داشتم فرخنده نامی‬
‫چه حاصل، زيستم صبحی و شامی‬
‫بگفتا بس نماند برگ بر شاخ‬
‫حوادث را بود سر پنجه گستاخ‬
‫چو شاهين قضا را تيز شد چنگ‬
‫نه از صلحت رسد سودی نه از چنگ‬
‫چو ماند شبرو ايام بيدار‬ ‫
نه مست اندر امان باشد، نه هشيار‬
‫جهان را هر دم آئينی و رائی است‬ ‫
چمن را هم سموم و هم صبائی است‬
‫ترا از شاخکی کوته فکندند‬ ‫
وليک از بس درختان ريشه کندند‬
‫تو از تير سپهر ار باختی رنگ‬
‫مرا نيز افکند دست جهان سنگ‬
‫نخواهد ماند کس دائم بيک حال‬ ‫
گل پارين نخواهد رست امسال‬
‫ندارد عهد گيتی استواری‬
‫چه خواهی کرد غير از سازگاری‬
‫ستمکاری، نخست آئين گرگست‬
‫چه داند بره کوچک يا بزرگست‬
‫تو همچون نقطه، درمانی درين کار‬
‫که چون ميگردد اين فيروزه پرگار‬
‫نه تنها بر تو زد گردون شبيخون‬ ‫
مرا نيز از دل و دامن چکد خون‬
‫جهانی سوخت ز آسيب تگرگی‬ ‫
چه غم کاز شاخکی افتاد برگی‬
‫چو تيغ مهرگانی بر ستيزد‬
‫ز شاخ و برگ، خون ناب ريزد‬
‫بساط باغ را بی گل صفا نيست‬
‫تو برگی، برگ را چندان بها نيست‬
‫چو گل يکهفته ماند و لاله يکروز‬
‫نزيبد چون توئی را ناله و سوز‬
‫چو آن گنجينه گلشن را شد از دست‬
‫چه غم گر برگ خشکی نيست يا هست‬
‫مرا از خويشتن برتر مپندار‬
‫تو بشکستی، مرا بشکست بازار‬
‫کجا گردن فرازد شاخساری‬
که بر سر نيستش برگی و باری‬
‫نماند بر بلندی هيچ خودخواه‬
‫درافتد چون تو روزی بر گذرگاه‬

‫‫‫

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*