Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫قصه ى منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان‬

*

‫‫
‫يك مثال ديگر اندر کژروى‬
‫اين چنين کژ بازيى در جفت و طاق‬
‫کز براى عز دين احمدى‬
‫شايد ار از نقل قرآن بشنوى‬
‫با نبى مى باختند اهل نفاق‬
‫مسجدى سازيم و بود آن مرتدى‬
‫اين چنين کژ بازيى مى باختند‬
مسجدى جز مسجد او ساختند‬
‫فرش و سقف و قبه اش آراسته‬
‫ليك تفريق جماعت خواسته‬
‫نزد پيغمبر به لابه آمدند‬
همچو اشتر پيش او زانو زدند‬
‫کاى رسول حق براى محسنى‬
‫سوى آن مسجد قدم رنجه کنى‬
‫تا مبارك گردد از اقدام تو‬
‫تا قيامت تازه باد ايام تو‬
‫مسجد روز گل است و روز ابر‬
‫مسجد روز ضرورت وقت فقر‬
‫تا غريبى يابد آن جا خير و جا‬
تا فراوان گردد اين خدمت سرا‬
‫تا شعار دين شود بسيار و پر‬
ز انكه با ياران شود خوش کار مر‬
‫ساعتى آن جايگه تشريف ده‬
تزکيه ى ما آن ز ما تعريف ده‬
‫مسجد و اصحاب مسجد را نواز‬
تو مهى ما شب دمى با ما بساز‬
‫تا شود شب از جمالت همچو روز‬
اى جمالت آفتاب جان فروز‬
‫اى دريغا کان سخن از دل بدى‬
‫تا مراد آن نفر حاصل شدى‬
‫لطف کايد بى دل و جان در زبان‬
همچو سبزه ى تون بود اى دوستان‬
‫هم ز دورش بنگر و اندر گذر‬
خوردن و بو را نشايد اى پسر‬
‫سوى لطف بى وفايان هين مرو‬
کان پل ويران بود نيكو شنو‬
‫گر قدم را جاهلى بر وى زند‬
‫بشكند پل و آن قدم را بشكند‬
‫هر کجا لشكر شكسته م ىشود‬
او دو سه سست مخنث مى بود‬
‫در صف آيد با سلاح او مردوار‬
دل بر او بنهند کاينك يار غار‬
‫رو بگرداند چو بيند زخمها‬
رفتن او بشكند پشت ترا‬
‫اين دراز است و فراوان مى شود‬
و آن چه مقصود است پنهان مى شود‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*