Home / Literature / سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : هر قدر

سروده ای از محمد حسن بارق شفیعی : هر قدر

محمد حسن بارق شفیعی

 

هر قدر

*

هر قدر ناله کشیدیم به جایی نرسید
دردِ‌ما کهنه شد،‌امّا به دوایی نرسید
چه فغان‌ها که کشیدیم،‌کسی گوش نکرد
به همآهنگی ‌ما نیز صدایی نرسید
چه قَدر شِکوه نماییم ز بخت و ز فلک
جز ز ما بر سرِ ما هیچ بلایی نرسید
گره اندر گره افتاده به کارِ دلِ ‌ما
به مددکاریِ ‌ما عقده‌گشایی نرسید
ما که از قافله ماندیم مگر وقتِ رحیل
خواب بودیم وَ یا بانگِ درایی نرسید
تا که دل منتظرِ خوانِ فلک شد بر ما
غیرِ خونِ جگر و اشک،‌ غذایی نرسید
صادقان را به جگر داغ سرِ‌داغ آمد
خاینان را به خدا هیچ بلایی نرسید
حاصلِ‌ما همه در اِشکمِ شه رفت،‌ولی
لبِ‌نانی به لبِ‌خشکِ گدایی نرسید
در محیطی که به پابوسِ‌خسان هر چه دهند
سرِ‌شوریدهٔ ما بُد که به پایی نرسید
“بارق” از درد مکن شِکوه که در شهرِ کَران
هر قَدر ناله کشیدیم به جایی نرسید

 

محمد حسن بارق شفیعی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*