Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : از تو با مصلحت خويش نمی پردازم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : از تو با مصلحت خويش نمی پردازم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫از تو با مصلحت خويش نمی پردازم‬
‫همچو پروانه که می سوزم و در پروازم‬
‫گر توانی که بجويی دلم امروز بجوی‬
‫ور نه بسيار بجويی و نيابی بازم‬
‫نه چنان معتقدم کم نظری سير کند‬
‫يا چنان تشنه که جيحون بنشاند آزم‬
‫همچو چنگم سر تسليم و ارادت در پيش‬
‫تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم‬
‫گر به آتش بريم صد ره و بيرون آری‬
‫زر نابم که همان باشم اگر بگدازم‬
‫گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی‬
‫از من اين جرم نيايد که خلاف آغازم‬
‫خدمتی لايقم از دست نيايد چه کنم‬
‫سر نه چيزيست که در پای عزيزان بازم‬
‫من خراباتيم و عاشق و ديوانه و مست‬
‫بيشتر زين چه حکايت بکند غمازم‬
‫ماجرای دل ديوانه بگفتم به طبيب‬
‫که همه شب در چشمست به فکرت بازم‬
‫گفت از اين نوع شکايت که تو داری سعدی‬
‫درد عشقست ندانم که چه درمان سازم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*