Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : پر انديشه بنشست لهراسپ دير‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : پر انديشه بنشست لهراسپ دير‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

رفتن زریر به نزد قیصر روم و اعلام امادگی برای جنگ با روم

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫پر انديشه بنشست لهراسپ دير‬
‫بفرمود تا پيش او شد زرير‬
‫بدو گفت کاين جز برادرت نيست‬
‫بدين چاره بشتاب وايدر مهايست‬
‫درنگ آوری کار گردد تباه‬
‫مياسا و اسپ درنگی مخواه‬
‫ببر تخت و بالا و زرينه کفش‬
‫همان تاج با کاويانی درفش‬
‫من اين پادشاهی مر او را دهم‬
‫برين بر سرش بر سپاسی نهم‬
‫تو ز ايدر برو تا حلب کينه جوی‬
‫سپه را جز از جنگ چيزی مگوی‬
‫زرير ستوده به لهراسپ گفت‬
‫که اين راز بيرون کشيم از نهفت‬
‫گر اويست فرمانبر و مهترست‬
‫ورا هرک مهتر بود کهترست‬
‫بگفت اين و برساخت در حال کار‬
‫گزيده يکی لشکری نامدار‬
‫نبيره ی برزگان و آزادگان‬
‫ز کاوس و گودرز کشوادگان‬
‫ز تخم زرسپ آنک بودند نيز‬
‫چو بهرام شيراوژن و ريونيز‬
‫همی رفت هر مهتری با دو اسپ‬
‫فروزان به کردار آذرگشسپ‬
‫نياسود کس تا به مرز حلب‬
‫جهان شد پر از جنگ و جوش و شغب‬
‫درفش همايون برافراختند‬
‫سراپرده و خيمه ها ساختند‬
‫زرير سپهبد سپه را بماند‬
‫به بهرام گردنکش و خود براند‬
‫بسان کسی کو پيامی برد‬
‫وگر نزد شاهی خرامی برد‬
‫ازان ويژگان پنج تن را ببرد‬
‫که بودند با مغز و هشيار و گرد‬
‫چو نزديک درگاه قيصر رسيد‬
‫به درگاه سالار بارش بديد‬
‫به در بر همه فرش ديبا کشيد‬
‫بيامد به قيصر بگفت آنچ ديد‬
‫به کاخ اندرون بود قيصر دژم‬
‫چو قالوس و گشتاسپ با او بهم‬
‫بدو آگهی داد سالار بار‬
‫که آمد به درگه زرير سوار‬
‫چو قيصر شنيد اين سخن بار داد‬
‫ازان آمدن گشت گشتاسپ شاد‬
‫زرير اندر آمد چو سرو بلند‬
‫نشست از بر تخت آن ارجمند‬
‫ز قيصر بپرسيد و پوزش گرفت‬
‫همان روميان را فروزش گرفت‬
‫بدو گفت قيصر فرخزاد را‬
‫نپرسی نداری به دل داد را‬
‫به قيصر چنين گفت فرخ زرير‬
‫که اين بنده از بندگی گشت سير‬
‫گريزان بيامد ز درگاه شاه‬
‫کنون يافت ايدر چنين پايگاه‬
‫چو گشتاسپ بشنيد پاسخ نداد‬
‫تو گفتی ز ايران نيامدش ياد‬
‫چو قيصر شنيد اين سخن زان جوان‬
‫پرانديشه شد مرد روشن روان‬
‫که شايد بدن اين سخن کو بگفت‬
‫جز از راستی نيست اندر نهفت‬
‫به قيصر ز لهراسپ پيغام داد‬
‫که گر دادگر سر نه پيچد ز داد‬
‫ازين پس نشستم برومست و بس‬
‫به ايران نمانيم بسيار کس‬
‫تو ز ايدر برو گو بيارای جنگ‬
‫سخن چون شنيدی نبايد درنگ‬
‫نه ايران خزر گشت و الياس من‬
‫که سر برکشيدی از آن انجمن‬
‫چنين داد پاسخ که من جنگ را‬
‫بيازم همی هر سوی چنگ را‬
‫تو اکنون فرستاده ای بازگرد‬
‫بسازيم ناچار جای نبرد‬
‫ز قيصر چو بنشيد فرخ زرير‬
‫غمی شد ز پاسخ فروماند دير‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*