Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شب دراز به اميد صبح بيدارم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شب دراز به اميد صبح بيدارم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫شب دراز به اميد صبح بيدارم‬
‫مگر که بوی تو آرد نسيم اسحارم‬
‫عجب که بيخ محبت نمی دهد بارم‬
‫که بر وی اين همه باران شوق می بارم‬
‫از آستانه خدمت نمی توانم رفت‬
‫اگر به منزل قربت نمی دهی بارم‬
‫به تيغ هجر بکشتی مرا و برگشتی‬
‫بيا و زنده جاويد کن دگربارم‬
‫چه روزها به شب آورده ام در اين اميد‬
‫که با وجود عزيزت شبی به روز آرم‬
‫چه جرم رفت که با ما سخن نمی گويی‬
‫چه کرده ام که به هجران تو سزاوارم‬
‫هنوز با همه بدعهديت دعاگويم‬
‫هنوز با همه بی مهريت طلبکارم‬
‫من از حکايت عشق تو بس کنم هيهات‬
‫مگر اجل که ببندد زبان گفتارم‬
‫هنوز قصه هجران و داستان فراق‬ ‫
به سر نرفت و به پايان رسيد طومارم‬
‫اگر تو عمر در اين ماجرا کنی سعدی‬
‫حديث عشق به پايان رسد نپندارم‬
‫حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست‬
‫يکی تمام بود مطلع بر اسرارم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*