Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آمدی وه که چه مشتاق و پريشان بودم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آمدی وه که چه مشتاق و پريشان بودم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫آمدی وه که چه مشتاق و پريشان بودم‬
‫تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم‬
‫نه فراموشيم از ذکر تو خاموش نشاند‬
‫که در انديشه اوصاف تو حيران بودم‬
‫بی تو در دامن گلزار نخفتم يک شب‬
‫که نه در باديه خار مغيلان بودم‬
‫زنده می کرد مرا دم به دم اميد وصال‬
‫ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم‬
‫به تولای تو در آتش محنت چو خليل‬
‫گوييا در چمن لاله و ريحان بودم‬
‫تا مگر يک نفسم بوی تو آرد دم صبح‬
‫همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم‬
‫سعدی از جور فراقت همه روز اين می گفت‬
‫عهد بشکستی و من بر سر پيمان بودم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*