Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : بلبل و مور‬

سروده ای از پروین اعتصامی : بلبل و مور‬

پروین اعتصامی 2

 

بلبل و مور‬

*

‫‫

‫بلبلی از جلوه ی گل بی قرار‬
‫گشت طربناک بفصل بهار‬
‫در چمن آمد غزلی نغز خواند‬
‫رقص کنان بال و پری برفشاند‬
‫بيخود از اين سوی بدانسو پريد‬
‫تا که بشاخ گل سرخ آرميد‬
‫پهلوی جانان چو بيفکند رخت‬ ‫
مورچه ای ديد بپای درخت‬
‫با همه هيچی، همه تدبير و کار‬
‫با همه خردی، قدمش استوار‬
‫ز انده ايام نگردد زبون‬
‫رايت سعيش نشود واژگون‬
‫قصه نراند ز بتان چمن‬
‫پا ننهد جز بره خويشتن‬
‫مرغک دلداده بعجب و غرور‬
‫کرد يکی لحظه تماشای مور‬
‫خنده کنان گفت که ای بيخبر‬
‫مور نديدم چو تو کوته نظر‬
‫روز نشاط است، گه کار نيست‬ ‫
وقت غم و توشه ی انبار نيست‬
‫همرهی طالع فيروزبين‬
‫دولت جان پرور نوروز بين‬
‫هان مکش اين زحمت و مشکن کمر‬ ‫
هين بنشين، می شنو و می نگر‬
‫نغمه ی مرغان سحرخيز را‬
‫معجزه ی ابر گهرريز را‬
‫مور بدو گفت بدينسان جواب‬
‫غافلی، ای عاشق بيصبر و تاب‬
‫نغمه ی مرغ سحری هفته ايست‬
‫قهقه ی کبک دری هفته ايست‬
‫روز تو يکروز بپايان رسد‬
‫نوبت سرمای زمستان رسد‬
‫همچو من ای دوست، سرائی بساز‬
‫جايگه توش و نوائی بساز‬
‫بر نشد از روزن کس، دود ما‬ ‫
نيست جز از مايه ی ما، سود ما‬
‫ساخته ام بام و در و خانه ای‬
‫تا نروم بر در بيگانه ای‬
‫تو بسخن تکيه کنی، من بکار‬
‫ما هنر اندوخته ايم و تو عار‬
‫کارگر خاکم و مزدور باد‬
‫مزد مرا هر چه فلک داد، داد‬
‫لانه بسی تنگ و دلم تنگ نيست‬
‫بس هنرم هست، ولی ننگ نيست‬
‫کار خود، ای دوست نکو ميکنم‬
‫پارگی وقت رفو ميکنم‬
‫شبچره داريم شب و روز چاشت‬
‫روزی ما کرد سپهر آنچه داشت‬
‫سر ننهاديم ببالين کس‬
‫بالش ما همت ما بود و بس‬
‫رنجه کن امروز چو ما پای خويش‬
‫گرد کن آذوقه ی فردای خويش‬
‫خيز و بيندای به گل، بام را‬ ‫
بنگر از آغاز، سرانجام را‬
‫لانه دل افروزتر است از چمن‬
‫کار، گرانسنگتر است از سخن‬
‫گر نروی راست در اين راه راست‬
‫چرخ بلند از تو کند بازخواست‬
‫گر نشوی پخته در اين کارها‬
‫دهر بدوش تو نهد بارها‬
‫گل دو سه روزيست ترا ميهمان‬
‫ميبردش فتنه ی باد خزان‬
‫گفت ز سرما و زمستان مگو‬
‫مسله ی توبه به مستان مگو‬
‫نو گل ما را ز خزان باک نيست‬
‫باد چرا ميبردش خاک نيست‬
‫ما ز گل اندود نکرديم بام‬
‫دامن گل بستر ما شد مدام‬
‫عاشق دلسوخته آگه نشد‬
‫آگه ازين فرصت کوته نشد‬
‫شب همه شب بر سر آنشاخه خفت‬
‫هر سحرش چشم بدت دور گفت‬
‫کاش بدانگونه که اميد داشت‬
‫باغ و چمن رونق جاويد داشت‬
‫چونکه مهی چند بدينسان گذشت‬ ‫
گشت خريف و گه جولان گذشت‬
‫چهر چمن زرد شد از تند باد‬ ‫
برگ ز گل، غنچه ز گلشن فتاد‬
‫دولت گلزار بيکجا برفت‬
‫وان گل صد برگ بيغما برفت‬
‫در رخ دلدار جمالی نماند‬
‫شام خوشی، روز وصالی نماند‬
‫طرح چمن طيب و صفائی نداشت‬ ‫
گلبن پژمرده بهائی نداشت‬
‫دزد خزان آمد و کالا ربود‬
‫راحت از آن عاشق شيدا ربود‬
‫ديد که هنگام زمستان شده‬
‫موسم هشياری مستان شده‬
‫خرمنش از برق هوی سوخته‬
‫دانه و آذوقه نيندوخته‬
‫اندهش از ديده و دل نور برد‬ ‫
دست طلب نزد همان مور برد‬
‫گفت چنين خانه و مهمان کجا‬ ‫
مور کجا، مرغ سليمان کجا‬
‫گفت يکی روز مرا ديده ای‬ ‫
نيک بينديش کجا ديده ای‬
‫گفت حديث تو بگوش آشناست‬ ‫
منعم دوشينه چرا بی نواست‬
‫در صف گلشن نه چنان ديدمت‬ ‫
رقص کنان، نغمه زنان ديدمت‬
‫لقمه ی بی دود و دمی داشتی‬
‫صحبت زيبا صنمی داشتی‬
‫بر لب هر جوی، صلا ميزدی‬
‫طعنه بخاموشی ما ميزدی‬
‫بسترت آنروز گل آمود بود‬
‫خاطرت آسوده و خشنود بود‬
‫ريخته بال و پر زرين تو‬
‫چونی و چونست نگارين تو‬
‫گفت نگارين مرا باد برد‬
ميشنوی؟ آن گل نوزاد مرد‬
‫مرحمتی ميکن و جائيم ده‬
گرسنه ام، برگ و نوائيم ده‬
‫گفت که در خانه مرا سور نيست‬ ‫
ريزه خور مور بجز مور نيست‬
‫رو که در خانه ی خود بسته ايم‬
‫نيست گه کار، بسی خسته ايم‬
‫دانه و قوتی که در انبان ماست‬
‫توشه ی سرمای زمستان ماست‬
‫رو بنشين تا که بهار آيدت‬
‫شاهد دولت بکنار آيدت‬
‫چرخ بکار تو قراری دهد‬
‫شاخ گلی رويد و باری دهد‬
‫ما نگرفتيم ز بيگانه وام‬
‫پخته نداديم بسودای خام‬
‫مورچه گر وام دهد، خود گداست‬
‫چون تو در ايام شتا، ناشتاست‬

‫‫‫

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*