Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : سحر نبود

سروده ای از خالده فروغ : سحر نبود

Khaleda Ferogh-1

سحر نبود

*

که گفته است درخت پر از بهار شدم
فقط ترانه سبز‌آرزوی سار شدم

سحر نبود به تقويم زنده‌گانی و تو
سحر صدايم کردی و شرمسار شدم

گذاشتم سر خود را به زانوی گريه
غزل صدايم کردی و بی قرار شدم

شنيدم آن‌سوی ديوارِ حرف، زندانی ست
کلامِ سِحر بر‌انگيزِ “با تو يار شدم”

عطش به مرز گلوگاهِ من زند شبخون
که گفت دولت بيدارِ آبشار شدم ؟

خالده فروغ

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*