Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو گشتاسپ نزديک دريا رسيد‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو گشتاسپ نزديک دريا رسيد‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

رسیدن گشتاسب به روم و به دنبال کار گشتن

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫چو گشتاسپ نزديک دريا رسيد‬
‫پياده شد و باژ خواهش بديد‬
‫يکی پيرسر بود هيشوی نام‬
‫جوانمرد و بيدار و با رای و کام‬
‫برو آفرين کرد گشتاسپ و گفت‬
‫که با جان پاکت خرد باد جفت‬
‫ازايران يکی نامدارم دبير‬
‫خردمند و روشن دل و يادگير‬
‫به کشتی برين آب اگر بگذرم‬
‫سپاسی نهی جاودان بر سرم‬
‫چنين گفت شايسته ای تاج را‬
‫و يا جوشن و تيغ و تاراج را‬
‫کنون راز بگشای و با من بگوی‬
‫ازين سان به دريا گذشتن مجوی‬
‫مرا هديه بايد اگر گفت راست‬
‫ترا رای و راه دبيری کجاست‬
‫ز هيشوی بشنيد گشتاسپ گفت‬
‫که از تو مرا نيست چيزی نهفت‬
‫ز من هرچ خواهی ندارم دريغ‬
‫ازين افسر و مهر و دينار و تيغ‬
‫ز دينار لختی به هيشوی داد‬
‫ازان هديه شد مرد گيرنده شاد‬
‫ز کشتی سبک بادبان برکشيد‬
‫جهانجوی را سوی قيصر کشيد‬
‫يکی شارستان بد به روم اندرون‬
‫سه فرسنگ پهنای شهرش فزون‬
‫برآورده ی سلم جای بزرگ‬
‫نشستنگه قيصران سترگ‬
‫چو گشتاسپ آمد بدان شارستان‬
‫همی جست جای يکی کارستان‬
‫همی گشت يک هفته بر گرد روم‬
‫همی کار جست اندر آباد بوم‬
‫چو چيزی که بودش بخورد و بداد‬
‫همی رفت ناشاد و دل پر ز باد‬
‫چو در شهر آباد چندی بگشت‬
‫ز ايوان به ديوان قيصر گذشت‬
‫به اسقف چنين گفت کای دستگير‬
‫ز ايران يکی نامجويم دبير‬
‫بدين کار باشم ترا يارمند‬
‫ز ديوان کنم هرچ آيد پسند‬
‫دبيران که بودند در بارگاه‬
‫همی کرد هريک به ديگر نگاه‬
‫کزين کلک پولاد گريان شود‬
‫همان روی قرطاس بريان شود‬
‫يکی باره بايد به زيرش بلند‬
‫به بازو کمان و به زين بر کمند‬
‫به آواز گفتند ما را دبير‬
‫زيانست پيش آمدن ناگزير‬
‫چو بشنيد گشتاسپ دل پر ز درد‬
‫ز ديوان بيامد دو رخساره زرد‬
‫يکی باد سرد از جگر برکشيد‬
‫به نزديک چوپان قيصر رسيد‬
‫جوانمرد را نام نستاو بود‬
‫دلير و هشيوار و با تاو بود‬
‫به نزديک نستاو چون شد فراز‬
‫برو آفرين کرد و بردش نماز‬
‫نگه کرد چوپان و بنواختش‬
‫به نزديکی خويش بنشاختش‬
‫چه مردی بدو گفت با من بگوی‬
‫که هم شاه شاخی و هم نامجوی‬
‫چنين داد پاسخ که ای نامدار‬
‫يکی کره تازم دلير و سوار‬
‫مرا گر نوازی به کار آيمت‬
‫به رنج و به بد نيز يار آيمت‬
‫بدو گفت نستاو زين در بگرد‬
‫تو ايدر غريبی وبی پای مرد‬
‫بيابان و دريا و اسپان يله‬
‫به ناآشنا چون سپارم گله‬
‫چو بشنيد گشتاسپ غمگين برفت‬
‫ره ساربانان قيصر گرفت‬
‫يکی آفرين کرد بر ساربان‬
‫که پيروز بادی و روشن روان‬
‫خردمند چون روی گشتاسپ ديد‬
‫پذيره شد و جايگاهش گزيد‬
‫سبک باز گسترد گستردنی‬
‫بياورد چيزی که بد خوردنی‬
‫چنين گفت گشتاسپ با ساروان‬
‫که اين مرد بيدار و روشن روان‬
‫مرا ده يکی کاروانی شتر‬
‫چو رای آيدت مزد ما هم ببر‬
‫بدو ساربان گفت کای شيرمرد‬
‫نزيبد ترا هرگز اين کارکرد‬
‫به چيزی که ما راست چون سر کنی‬
‫به آيد گر آهنگ قيصر کنی‬
‫ترا بی نيازی دهد زين سخن‬
‫جز آهنگ درگاه قيصر مکن‬
‫و گر گم شدت راه دارم هيون‬
‫پسنديده و مردم رهنمون‬
‫برو آفرين کرد و برگشت زوی‬
‫پر از غم سوی شهر بنهاد روی‬
‫شد آن دردها بر دلش بر گران‬
‫بيامد به بازار آهنگران‬
‫يکی نامور بود بوراب نام‬
‫پسنديده آهنگری شادکام‬
‫همی ساختی نعل اسپان شاه‬
‫بر قيصر او را بدی پايگاه‬
‫ورا يار و شاگرد بد سی و پنج‬
‫ز پتک و ز آهن رسيده به رنج‬
‫به دکانش بنشست گشتاسپ دير‬
‫شد آن پيشه کار از نشستنش سير‬
‫بدو گفت آهنگر ای نيک خوی‬
‫چه داری به دکان ما آرزوی‬
‫چنين داد پاسخ که ای نيک بخت‬
‫نپيچم سر از پتک وز کار سخت‬
‫مرا گر بداری تو ياری کنم‬
‫برين پتک و سندان سواری کنم‬
‫چو بشنيد بوراب زو داستان‬
‫به ياری او گشت همداستان‬
‫گرانمايه گويی به آتش بتافت‬
‫چو شد تافته سوی سندان شتافت‬
‫به گشتاسپ دادند پتکی گران‬
‫برو انجمن گشته آهنگران‬
‫بزد پتک و بشکست سندان و گوی‬
‫ازو گشت بازار پر گفت وگوی‬
‫بترسيد بوراب و گفت ای جوان‬
‫به زخم تو آهن ندارد توان‬
‫نه پتک و نه آتش نه سندان نه دم‬
‫چو بشنيد گشتاسپ زان شد دژم‬
‫بينداخت پتک و بشد گرسنه‬
‫نه روی خورش بد نه جای بنه‬
‫نماند به کس روز سختی نه رنج‬
‫نه آسانی و شادمانی نه گنج‬
‫بد و نيک بر ما همی بگذرد‬
‫نباشد دژم هرکه دارد خرد‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*